ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَىٰ
انصاریان
[همان که] دارای درایت و توانمندی شگفتی است، پس [به آنچه که مأمور انجامش می باشد] مسلط و چیره است.
آیتی
صاحب نيرويى كه استيلا يافت،
بهرام پور
توانمندى كه [به صورت اصلى خود در برابر پيامبر] ايستاد
فولادوند
[سروش‌] نيرومندى كه [مسلّط] درايستاد.
الهی قمشه‌ای
همان ملک مقتدری که به خلقت کامل (و صورت ملکوتی بر رسول) جلوه کرد.
خرمدل
همان کسی که دارای خرد استوار و اندیشه‌ی وارسته است. سپس او (به صورت فرشتگی خود و با بالهائی که کرانه‌های آسمان را پر کرده بود) راست ایستاد.
خرمشاهی
برومند است و سپس [در برابر او] در ایستاد
مکارم شیرازی
همان کس که توانایی فوق العاده دارد؛ او سلطه یافت...
معزی
نیرومندی پس استوار شد
مجتبوی
توانمندى كه راست بايستاد- با صورت اصلى و تمام هيأت خود يا با جمال و صورت نيكوى خود-.
صادقی تهرانی
او خود مرور کرده‌ای مستحکم (و) نیرومند است‌. پس (مسلّط بر جهان) ایستاد.
: