وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ
انصاریان
و درختان موزی که میوه هایش خوشه خوشه روی هم چیده شده است،
آیتی
و درخت موزى كه ميوه‌اش بر يكديگر چيده‌شده،
بهرام پور
و درختان موز كه ميوه‌اش بر هم چيده است
فولادوند
و درختهاى موز كه ميوه‌اش خوشه خوشه روى هم چيده است.
الهی قمشه‌ای
و درختان پربرگ سایه‌دار.
خرمدل
و در سایه‌ی درختان موزی بسر می‌برند که میوه‌هایش رویهم ردیف و چین چین افتاده است.
خرمشاهی
و موزهای توبرتو
مکارم شیرازی
و در سایه درخت «طلح» پربرگ [= درختی خوشرنگ و خوشبو]،
معزی
و موزی به هم پیچیده‌
مجتبوی
و درخت موزى كه ميوه‌اش بر هم چيده باشد،
صادقی تهرانی
و درخت‌های موز که میوه‌اش خوشه‌خوشه روی هم انباشته است.
: