فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ
انصاریان
[در] راحت و آسایش و بهشت پرنعمت [خواهد بود.]
آیتی
براى اوست آسايش و روزى و بهشت پرنعمت.
بهرام پور
آسايش و راحتى و بهشت پرنعمت [براى او] است
فولادوند
[در] آسايش و راحت و بهشت پر نعمت [خواهد بود].
الهی قمشه‌ای
آنجا در آسایش و نعمت و بهشت ابدی است.
خرمدل
همین که مُرد، بهره‌ی او راحت و آسایش و گلهای خوشبو و بهشت پرنعمت است.
خرمشاهی
رهایش و گشایش است و بهشت پرناز و نعمت‌
مکارم شیرازی
در رَوح و ریحان و بهشت پرنعمت است!
معزی
پس آرامشی و روزیی و بهشت نعمت‌
مجتبوی
پس آسانى- هنگام مرگ و پس از آن در برزخ و رستاخيز- و روزى جاودانى- يا گياه خوشبو- و بهشت پُر نعمت [فراروى اوست‌].
صادقی تهرانی
در نتیجه (در) آسایش و راحت و بهشت پُرنعمت (است).
: