لِنَجْعَلَهَا لَكُمْ تَذْكِرَةً وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ
انصاریان
تا آن را برای شما مایه تذکر و بیداری قرار دهیم و گوش شنوا آن را [به عنوان مایه عبرت و تذکر] حفظ کند.
آیتی
تا آن را مايه اندرزتان گردانيم و گوش نگه‌دارنده اندرز آن را فرا گيرد.
بهرام پور
تا آن را براى شما [مايه‌] تذكّرى گردانيم و گوش‌هاى فرا گيرنده آن را نگاه دارد
فولادوند
تا آن را براى شما [مايه‌] تذكرى گردانيم و گوشهاى شنوا آن را نگاه دارد.
الهی قمشه‌ای
تا آن (غرق کفار و نجات مؤمنان) را مایه پند و عبرت شما مردم قرار دهیم و لیکن گوش شنوای هوشمندان این پند و تذکر را تواند فرا گرفت.
خرمدل
تا آن (حادثه‌ی نجات مؤمنان و غرق شدن کافران، درس عبرتی و) مایه‌ی اندرزی، برای شما بوده و گوشهای شنوا آن را فرا گیرند و به خاطر سپرند.
خرمشاهی
تا سرانجام آن را پندآموزی برای شما گردانیم، و گوشهای نیوشا آن را فرا می‌گیرد
مکارم شیرازی
تا آن را وسیله تذکّری برای شما قرار دهیم و گوشهای شنوا آن را دریابد و بفهمد.
معزی
تا بگردانیمش برای شما یادآوریی و بشنوندش گوشهائی شنونده‌
مجتبوی
تا آن را براى شما ياد كرد و پندى سازيم و گوشهاى فراگيرنده آن را فرا گيرد.
صادقی تهرانی
برای اینکه این کشتی را برایتان یادواره‌ای نهیم و گوش‌هایی شنوا آن را فرا گیرند،
: