وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَابِيَهْ
انصاریان
و اما کسی که پرونده اعمالش را به دست چپش دهند، می گوید: ای کاش پرونده ام را دریافت نمی کردم،
آیتی
اما آن كس كه نامه اعمالش را به دست چپش دهند مىگويد: اى كاش نامه مرا به دست من نداده بودند،
بهرام پور
و اما كسى كه كارنامهاش بدست چپ او داده شود، گويد: اى كاش نامهام به من داده نمىشد
فولادوند
و اما كسى كه كارنامهاش به دست چپش داده شود، گويد: «اى كاش كتابم را دريافت نكرده بودم.
الهی قمشهای
و اما آن کس که کتاب عملش به دست چپ دهند (با کمال شرمندگی و اندوه) گوید: ای کاش نامه مرا به من نمیدادند.
خرمدل
و امّا کسی که نامهی اعمالش به دست چپش داده شود، میگوید: ای کاش هرگز نامهی اعمالم به من داده نمیشد!
خرمشاهی
و اما کسی که کارنامهاش به دست چپش داده شود، [سوکمندانه] گوید ای کاش کارنامهام به من داده نمیشد
مکارم شیرازی
امّا کسی که نامه اعمالش را به دست چپش بدهند میگوید: «ای کاش هرگز نامه اعمالم را به من نمیدادند.
معزی
و اما آنکه داده شد نامه خویش را به چپش گوید کاشکیم داده نمیشدم نامه خویش را
مجتبوی
و اما آن كه كارنامه او به دست چپش داده شود پس [با بد حالى] گويد: اى كاش كارنامهام به من داده نمىشد.
صادقی تهرانی
و اما کسی که کتابش به دست چپش داده شود، پس گوید: «ای کاش کتابم به من داده نمیشد.»