سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَىٰ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ
انصاریان
که خدا آن را هفت شب و هشت روز پی در پی بر آنان مسلط کرد و [اگر آنجا بودی] می دیدی که آنان مانند تنه های پوسیده و پوک درختان خرما روی زمین افتاده [و هلاک شده اند.]
آیتی
آن عذاب را هفت شب و هشت روز پى در پى بر آنان بگماشت. آن قوم را چون تنههاى پوسيده خرما مىديدى كه افتادهاند و مُردهاند.
بهرام پور
[خدا] آن را هفت شب و هشت روز پياپى بر آنها مسلط كرد، كه آن قوم را در آن به خاك افتاده مىديدى گويى آنها تنههاى تو خالى و فرو افتادهى نخلند
فولادوند
[كه خدا] آن را هفت شب و هشت روز پياپى بر آنان بگماشت: در آن [مدت] مردم را فرو افتاده مىديدى، گويى آنها تنههاى نخلهاى ميان تهىاند.
الهی قمشهای
که آن باد تند را خدا هفت شب و روز پی در پی بر آنها مسلط کرد که دیدی آن مردم گویی ساقه نخل خشکی بودند که به خاک در افتادند.
خرمدل
خداوند چنین تندبادی را هفت شب و هشت روز پیاپی بر آنان گمارد. (اگر در آنجا میبودی) در این مدّت مردمان را میدیدی که روی زمین افتادهاند و انگار تنههای پوک و توخالی درختان خرمایند.
خرمشاهی
که خداوند آن را هفت شب و هشت روز پیوسته بر آنان گماشت و آن قوم را در آن حال از پا در افتاده بینی، گویی ایشان خرمابنانی هستند ریشه کن شده
مکارم شیرازی
(خداوند) این تندباد بنیانکن را هفت شب و هشت روز پی در پی بر آنها مسلّط ساخت، (و اگر آنجا بودی) میدیدی که آن قوم همچون تنههای پوسیده و تو خالی درختان نخل در میان این تند باد روی زمین افتاده و هلاک شدهاند!
معزی
بگماردش بر ایشان هفت شب و هشت روز داشت روز پیدرپی که بینی گروه را در آن بیهوش افتاده گوئیا آنانند تنههای نخل فروافتاده
مجتبوی
كه آن را هفت شب و هشت روز پياپى بر آنان گماشت، پس آن قوم را در آن
صادقی تهرانی
(که خدا) آن را بر (سر و سامان)شان هفت شب و هشت روز چیره کرد، حال آنکه (این روزهای طوفانی) ریشهکَنَندههایی بودند. پس میبینی (این) گروه را که در آن (باد) از بنیاد برکنده شدند، گویی آنان پایههای پوک درختان خرمایی میباشند.