سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا
انصاریان
به زودی او را به بالا رفتن از گردنه عذابی بسیار سخت مجبور می کنم.
آیتی
او را به مشقتى مى‌اندازم.
بهرام پور
زودا كه او را به بالا رفتن از گردنه [ى عذاب‌] وادار كنم
فولادوند
به زودى او را به بالارفتن از گردنه [عذاب‌] وادار مى‌كنم.
الهی قمشه‌ای
به زودی او را به سختی و دشواری (آتش دوزخ) درافکنم.
خرمدل
به زودی او را به بالا رفتن از گردنه (ی مشکلات و معضلات زندگی) وامی‌دارم (و به سختیها و دشواریهای فراوان دچار می‌سازم).
خرمشاهی
زودا که مشقتی سنگین بر او تحمیل کنم‌
مکارم شیرازی
و بزودی او را مجبور می‌کنم که از قلّه زندگی بالا رود (سپس او را به زیر می‌افکنم)!
معزی
زود است رسانمش به عذابی سخت‌
مجتبوی
زودا كه او را به سختى و دشوارى- عذاب- افكنم.
صادقی تهرانی
به زودی او را به بالا رفتن از گردنه‌ا‌ی سخت وادار می‌کنم.
: