مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ ۖ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا
انصاریان
در آنجا بر تخت ها تکیه می زنند، در حالی که آفتابی [که از گرمایش ناراحت شوند] و سرمایی [که از سختی اش به زحمت افتند] نمی بینند،
آیتی
در آنجا بر تختها تكيه زده‌اند نه هيچ آفتابى مى‌بينند و نه سرمايى.
بهرام پور
كه در آن جا بر تخت‌ها تكيه زنند. در آن جا نه [گرماى‌] آفتاب بينند و نه سرما
فولادوند
در آن [بهشت‌] بر تختها[ى خويش‌] تكيه زنند. در آنجا نه آفتابى بينند و نه سرمايى.
الهی قمشه‌ای
که در آن بهشت بر تختها (ی عزت) تکیه زنند و آنجا نه آفتابی سوزان بینند و نه سرمای ز مهریر (بلکه در هوایی بسیار خوش و باغی وسیع و دلکش تفرج کنند).
خرمدل
در بهشت بر تختهای زیبا و مجلّل تکیه می‌کنند، و نه (گرمای) آفتابی و نه سوز سرمائی در آنجا می‌یابند.
خرمشاهی
در آنجا بر اورنگها تکیه زده، در آنجا نه [گرمای‌] خورشیدی بینند و نه سرمای سختی‌
مکارم شیرازی
این در حالی است که در بهشت بر تختهای زیبا تکیه کرده‌اند، نه آفتاب را در آنجا می‌بینند و نه سرما را!
معزی
تکیه‌کنانند در آن بر بالینها نبینند در آن آفتابی و نه سرمائی‌
مجتبوی
در آنجا بر تختها [ى آراسته‌] تكيه زنند، در آنجا نه [گرمى‌] آفتابى بينند و نه سرمايى.
صادقی تهرانی
حال آنکه در آن (بهشت) بر تخت‌ها(ی خویش) تکیه‌زنندگانند. در آن‌جا نه (حرارت) آفتابی بینند و نه سرمایی طاقت‌فرسا.
: