وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنْثُورًا
انصاریان
و پیرامونشان نوجوانانی جاودانی [برای پذیرایی از آنان] می گردند، که چون آنان را ببینی پنداری مرواریدی پراکنده اند،
آیتی
همواره پسرانى به گردشان مىچرخند كه چون آنها را ببينى، پندارى مرواريد پراكندهاند.
بهرام پور
و بر گرد آنها پسرانى هميشه جوان بگردند كه چون آنها را ببينى، پنداريشان كه مرواريدهايى پراكندهاند
فولادوند
و بر گرد آنان پسرانى جاودانى مىگردند. چون آنها را ببينى، گويى كه مرواريدهايى پراكندهاند.
الهی قمشهای
و دور آن بهشتیان پسرانی زیبا که تا ابد نوجوانند و خوش سیما به خدمت میگردند که در آنها چو بنگری (از فرط صفا) گمان بری که لؤلؤ منثورند.
خرمدل
همواره نوجوانان جاودانهای میانشان میگردند (و به خدمتشان میپردازند) که هرگاه ایشان را بنگری چنین میانگاری که مروارید غلتانند.
خرمشاهی
و پسرانی جاویدان برگرد آنان گردند، که چون بنگریشان، پنداریشان که مروارید پراکندهاند
مکارم شیرازی
و بر گردشان (برای پذیرایی) نوجوانانی جاودانی میگردند که هرگاه آنها را ببینی گمان میکنی مروارید پراکندهاند!
معزی
و گردش کنند بر ایشان پسرانی جاودانی گاهی که بنگریشان پنداریشان مرواریدهای پوشیده
مجتبوی
و پسرانى جاودانى و پاينده بر گردشان مىگردند- به خدمت- كه چون آنان را ببينى پندارى كه مرواريد پراكندهاند.
صادقی تهرانی
و بر گِردشان پسرانی جاودان میگردند. هنگامی که آنان را ببینی، گویی که مرواریدهایی (بر گرد خود) پراکندهاند.