إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا
انصاریان
ما انسان را از نطفه آمیخته و مختلطی [از مواد و عناصر] آفریدیم و او را از حالتی به حالتی و شکلی به شکلی [از نطفه به علقه، از علقه به مضغه، از مضغه به استخوان تا طفلی کامل] درآوردیم، پس او را شنوا و بینا قرار دادیم.
آیتی
ما آدمى را از نطفهاى آميخته بيافريدهايم، تا او را امتحان كنيم. و شنوا و بينايش ساختهايم.
بهرام پور
همانا ما انسان را از نطفهاى آميخته آفريديم، كه او را خواهيم آزمود، پس وى را شنوا و بينا گردانيديم
فولادوند
ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم، و او را مىآزماييم؛ (بدين جهت) او را شنوا و بينا قرار داديم!
الهی قمشهای
ما انسان را از آب نطفه مختلط (بی حس و شعور) خلق کردیم و او را میآزماییم و بدین سبب دارای قوای چشم و گوش (و مشاعر و عقل و هوش) گردانیدیم.
خرمدل
ما انسان را از نطفهی آمیخته (از اسپرماتوزوئید و اوول) آفریدهایم، و چون او را (با وظائف و تکالیفی، بعدها) میآزمائیم، وی را شنوا و بینا، (به عبارت دیگر عاقل و دانا) کردهایم.
خرمشاهی
ما انسان را از نطفهای آمیخته آفریدهایم و به آزمونش کشاندهایم، و او را شنوا و بینا ساختهایم
مکارم شیرازی
ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم، و او را میآزماییم؛ (بدین جهت) او را شنوا و بینا قرار دادیم!
معزی
همانا ما آفریدیم انسان را از چکّه آبی به هم آمیخته که میآزمودیمش پس گردانیدیمش شنوائی بینا
مجتبوی
ما آدمى را از نطفهاى آميخته- نطفه مرد و زن- بيافريديم، او را مىآزماييم و از اين رو شنوا و بينايش ساختيم
صادقی تهرانی
ما بیگمان انسان را از نطفهای همسازان [:مخلوط] آفریدیم -حال آنکه او را همواره میآزماییم- پس شنوا و بینایش کردیم.