تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ
انصاریان
[و] سیاهی و تاریکی آنان را فرا گرفته است؛ ….
آیتی
در سياهى فرو رفتهاند.
بهرام پور
تيرگى و سياهى آنها را پوشانده است
فولادوند
[و] آنها را تاريكى پوشانده است؛
الهی قمشهای
و به رویشان خاک سیاه ذلّت و خجلت نشسته.
خرمدل
ابر تیره و سیاه (هراس و اندوه) آن رخسارها را میپوشاند.
خرمشاهی
تیرگی آنها را فرو گیرد
مکارم شیرازی
و دود تاریکی آنها را پوشانده است،
معزی
دستخوش سازدش پریشانی
مجتبوی
تيرگى و سياهى آنها را فرو پوشد
صادقی تهرانی
(و) آنها را تنگدستی و تنگی و خواری سخت پوشانده!