عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ
انصاریان
بر تخت ها [ی آراسته و پرارزش تکیه زده و مناظر زیبای بهشت را با چشم سر و جمال محبوب را با چشم دل] می نگرند.
آیتی
بر تختها نشسته و نظاره مى‌كنند.
بهرام پور
بر تخت‌ها تكيه كرده تماشا مى‌كنند
فولادوند
بر تختها [نشسته‌] مى‌نگرند.
الهی قمشه‌ای
آنجا بر تختها (ی عزت تکیه زنند و رحمت و نعمتهای خدا را) بنگرند.
خرمدل
بر تختهای مجلّل (بهشتی) تکیه می‌زنند و (به زیبائیها و نعمتهای بسیار آنجا) می‌نگرند.
خرمشاهی
بر او رنگها [نشسته‌اند و] می‌نگرند
مکارم شیرازی
بر تختهای زیبای بهشتی تکیه کرده و (به زیباییهای بهشت) می‌نگرند!
معزی
بر بالشها (یا تختها) نگران‌
مجتبوی
بر تختها [تكيه زده‌] مى‌نگرند- به هر چه بخواهند-.
صادقی تهرانی
بر تخت‌ها (نشسته) می‌نگرند.
: