النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ
انصاریان
آن آتشی که آتش گیرانه اش فراوان و بسیار بود،
آیتی
آتشى افروخته از هيزمها،
بهرام پور
[خندق‌هاى‌] پر از آتش
فولادوند
همان آتش مايه‌دار [و انبوه‌].
الهی قمشه‌ای
همان آتش سختی که (آن مردم ظالم به جان خلق) بر افروختند.
خرمدل
گودال پر از آتش و دارای هیمه و افروزینه‌ی فراوان.
خرمشاهی
آتشی دارای هیزم‌
مکارم شیرازی
آتشی عظیم و شعله‌ور!
معزی
آن آتش فروزان (یا دارنده) سوخت‌
مجتبوی
آن آتش داراى هيمه بسيار.
صادقی تهرانی
آتش مایه‌دار و گیرانه‌ی انبوه.
: