فَمَا لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ
انصاریان
پس انسان را [در آن روز در برابر عذاب] نه نیرویی است و نه یاوری.
آیتی
او را نه نيرويى است و نه ياورى.
بهرام پور
پس او را نه نيرويى باشد و نه ياورى
فولادوند
پس او را نه نيرويى ماند و نه يارى.
الهی قمشه‌ای
و آن روز قوّتی در خویش و یاوری بر نجات خود نیابد.
خرمدل
بدین هنگام برای انسان نه نیروئی است (که بر زشتیهای اعمال و عقائدش پرده بیفکند) و نه یار و یاوری است (که او را از عذاب الهی رهائی بخشد).
خرمشاهی
آنگاه او را یارا و یاوری نیست‌
مکارم شیرازی
و برای او هیچ نیرو و یاوری نیست!
معزی
پس نیستش نیروئی و نه یاوری‌
مجتبوی
پس او را نه نيرويى است و نه ياورى.
صادقی تهرانی
پس برای او [:انسان و...] نه هیچ نیرویی است و نه هیچ یاوری‌.
: