وَأَكِيدُ كَيْدًا
انصاریان
و من [هم در برابر آنان] چاره و تدبیری [مناسب] می کنم.
آیتی
و من هم حيلهاى مىانديشم.
بهرام پور
و من نيز طرحى تدبير مىكنم
فولادوند
و [من نيز] دست به نيرنگ مىزنم.
الهی قمشهای
و من هم در مقابل مکرشان مکر خواهم کرد.
خرمدل
و من هم (در برابر آنان) همیشه نیرنگ میزنم و نقشه میریزم (و نیرنگ آنان را بیاثر، و نقشهی ایشان را نقش برآب میسازم).
خرمشاهی
من نیز تدبیری میاندیشم
مکارم شیرازی
و من هم در برابر آنها چاره میکنم!
مجتبوی
و من نيز تدبير نهانى مىكنم.
صادقی تهرانی
و (من نیز برابرشان) دست به نیرنگی بزرگ میزنم.