يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ
انصاریان
[آبی که] از صلب مرد و از میان استخوان های سینه زن بیرون می آید.
آیتی
كه از ميان پشت و سينه بيرون مىآيد.
بهرام پور
كه از ميان ستون پشت و استخوانهاى سينه بيرون مىآيد
فولادوند
[كه] از صلب مرد و ميان استخوانهاى سينه زن بيرون مىآيد.
الهی قمشهای
که از میان صلب (پدر) و سینه (مادر) بیرون آید.
خرمدل
(و پس از رشد کامل در رحم) از میان پشت و استخوانهای سینه (ی مادر میگذرد و) بیرون میآید.
خرمشاهی
که از میانه پشت و سینهها بیرون آید
مکارم شیرازی
آبی که از میان پشت و سینهها خارج میشود!
معزی
که برون آید از میان کمر و استخوانهای سینه
مجتبوی
كه از پشت [پدر] و استخوانهاى سينه مادر بيرون مىآيد.
صادقی تهرانی
(که) از صُلب (مرد) و از میان استخوانهای سینه(ی زن،) برون میآید.