ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَىٰ
انصاریان
آن گاه در آنجا نه می میرد و نه به خوشی زندگی می کند.
آیتی
و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد.
بهرام پور
آن‌گاه در آن آتش نه مى‌ميرد و نه زنده مى‌ماند
فولادوند
آنگاه نه در آن مى‌ميرد و نه زندگانى مى‌يابد.
الهی قمشه‌ای
و در آن دوزخ نه بمیرد (تا راحت شود) و نه زنده ماند (و برخوردار از زندگانی باشد).
خرمدل
سپس در آن آتش (برای همیشه می‌ماند و) نه می‌میرد (و آسوده می‌گردد) و نه زنده (بشمار می‌آید و حالتی که در آن است زندگی نامیده) می‌شود.
خرمشاهی
آنگاه در آنجا نه بمیرد و نه زنده بماند
مکارم شیرازی
سپس در آن آتش نه می‌میرد و نه زنده می‌شود!
معزی
پس نمیرد در آن و نه زنده شود
مجتبوی
آنگاه در آن آتش نه مى‌ميرد و نه زنده مى‌ماند.
صادقی تهرانی
سپس در آن نه بمیرد و نه زندگی کند.
: