وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ
انصاریان
و اما چون او را بیازماید، پس روزی اش را بر او تنگ گیرد، گوید: پروردگارم مرا خوار و زبون کرد.
آیتی
و چون بيازمايدش و رزق بر او تنگ گيرد، مىگويد: پروردگار من مرا خوار ساخت.
بهرام پور
و اما چون او را بيازمايد و روزيش را تنگ سازد پس گويد: پروردگارم مرا خوار كرد
فولادوند
و اما چون وى را مىآزمايد و روزىاش را بر او تنگ مىگرداند، مىگويد: «پروردگارم مرا خوار كرده است.»
الهی قمشهای
و چون او را باز برای آزمودن تنگ روزی کند (دلتنگ و غمین شود و) گوید: خدا مرا خوار گردانید.
خرمدل
و امّا زمانی که پروردگارش او را بیازماید و برای این کار روزی او را تنگ و کم نماید، خواهد گفت: پروردگارم مراخوار و زبون داشته است (و با فقر و فاقه، ذلیل و حقیرم نموده است).
خرمشاهی
و اما چون او را [به بلا و محنت] بیازماید و روزی او را بر او تنگ گیرد، [بیصبری و ناسپاسی کند و] گوید پروردگارم مرا خوار داشت
مکارم شیرازی
و امّا هنگامی که برای امتحان، روزیش را بر او تنگ میگیرد (مأیوس میشود و) میگوید: «پروردگارم مرا خوار کرده است!»
معزی
و اما هر گاه بیازمایدش پس تنگ گیرد بر او روزیش را گوید پروردگارم خوارم ساخت
مجتبوی
و اما چون او را بيازمايد و روزىاش را بر او تنگ سازد، گويد: پروردگارم مرا خوار و زبون كرد- به سبب اين ابتلا-.
صادقی تهرانی
و اما هنگامی که بیازمایدش، پس روزیاش را بر او تنگ گرداند، گوید: «پروردگارم به من اهانت کرده است.»