وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَٰذَا الْبَلَدِ
انصاریان
در حالی که تو در آن جای داری
آیتی
و تو در اين شهر سكنا گرفته‌اى.
بهرام پور
شهرى كه تو ساكن آن هستى
فولادوند
و حال آنكه تو در اين شهر جاى دارى؛
الهی قمشه‌ای
و حال آنکه تو (ای رسول گرامی) در این بلد منزل داری.
خرمدل
شهری که تو ساکن آنجا هستی (و وجود پرفیض و پربرکت تو، بر شرافت و عظمت آن افزوده است).
خرمشاهی
و تو [یکچند] در این شهر [حکمروای مطلق و] دست گشاده‌ای‌
مکارم شیرازی
شهری که تو در آن ساکنی،
معزی
و توئی جای گزین در این شهر
مجتبوی
در حالى كه تو به اين شهر فرود آمده‌اى- تو در آن اقامت دارى و زيست مى‌كنى-.
صادقی تهرانی
حال آنکه تو در این شهر جای داری، یا حرمتت در آن هتک شده.
: