وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ
انصاریان
و تهیدست حاجت خواه را [به بانگ زدن] از خود مران
آیتی
و گدا را مَران،
بهرام پور
و با سائل خشونت مكن و مران
فولادوند
و گدا را مران،
الهی قمشه‌ای
و فقیر و گدای سائل را به زجر مران.
خرمدل
و گدا را با خشونت مران.
خرمشاهی
و بر خواهنده بانگ مزن [و او را مران‌]
مکارم شیرازی
و سؤال‌کننده را از خود مران،
معزی
و اما دریوزه را پس نران (یا نهیب نزن)
مجتبوی
و خواهنده- سائل نيازمند- را بانگ مزن و مران.
صادقی تهرانی
و اما سائل را پس (هرگز) بانگ مزن.
: